آموزش فيزيک حالت جامد و ساختار هسته (فصل چهارم فیزیک پیش دانشگاهی)
آشنايي با فيزيک حالت جامد و ساختار هسته
مواد رسانا موادي هستند که در آن ها الکترون هاي آزاد وجود دارد. اين الکترون ها به راحتي از اتم خود جدا مي شوند و درون جسم حرکت مي کنند. مواد رسانا مي توانند گرما و الکتريسته را انتقال دهند. مقاومت ويژه ي رساناها با افزايش دما، افزايش مي يابد مانند مس و طلا در مواد نارسانا الکترون ها در قيد هسته هستند و نمي توانند از اتم خود شوند. پس انتقال الکتريسته و گرما از طريق اين مواد ممکن نيست مانند تفلون و پلاستيک.
بعضي مواد نيمرسانا هستند. مقاومت ويژه ي نيمرساناها با افزايش دما، کاهش مي يابد مانند ژرمانيوم و سليسيوم
براي جسم جامد که مجموعه اي از اتم هاي نزديک به هم مي باشد، ترازهاي انرژي الکترون ها براساس نظريه ي نواري تعريف مي شود. ويژگي هاي اين نظريه عبارت اند از:
الف : ترازهاي انرژي الکترون ها در جسم جامد (مانند مدارهاي اتمي) مقدارهاي انرژي ويژه ي خود را دارند.
ب : ترازهاي انرژي الکترون ها در جسم جامد نيز همانند ترازهاي اتمي گسسته اند
پ : هر تراز انرژي تنها توسط يک الکترون مي تواند اشغال شود.
ت : از همه مهم تر اين که ترازهاي انرژي الکترون در جسم جامد تشکيل نوارهايي را مي دهند. هر نوار شامل تعداد بسيار زيادي ترازهاي گسسته است که از نظر مقدار انرژي بسيار نزديک به هم هستند. ولي بين نوارهاي مختلف در برخي از موارد ممکن است از نظر انرژي فاصله ي زيادي باشد.
در فاصله ي بين نوارهاي انرژي هيچ تراز انرژي وجود ندارد. اين فاصله را ناحيه ي ممنوع يا گاف انرژي مي نامند.

ترازهاي انرژي از پايين به بالا توسط الکترون ها اشغال مي شوند تا جائيکه ديگر تراز خالي در نوار اول موجود نباشد حال اگر تعداد الکترون ها در جسم جامد بيش از تعداد ترازها در نوار اول باشد، ترازهاي انرژي نوار بعدي نيز به ترتيب از پايين به بالا اشغال مي شوند. آخرين نوار ممکن است پر شود يا بخشي از آن پر شود يا خالي باشد.
الکترون هاي نوارهاي پر در رسانش الکتريکي سهمي ندارند. تنها آن دسته از الکترون ها در رسانش الکتريکي نقش دارند که در نوارهاي بخشي پر هستند.
الکترون با جذب انرژي از يک تراز به تراز خالي بالاتر گذار مي کند. گذار الکترون از يک تراز به تراز ديگر در همان نوار به انرژي کمي نياز دارد. اما گذار از يک نوار به نوار ديگر انرژي بسيار زيادي لازم دارد. در اين جا ذکر دو نکته ي مهم ضروري است.
1- وقتي مي گوييم يک الکترون از يک تراز به تراز بالاتر مي رود، منظورمان اين است که الکترون انرژي خود را به مقدار معيني افزايش داده است، نه اين که الکترون از جايي درون جسم جامد به جاي ديگررفته است.
2- انرژي مورد نياز الکترون براي انجام گذار بين ترازهاي مختلف در يک جسم جامد از دو منبع مي تواند تأمين شود. يکي ميدان الکتريکي که جسم جامد در آن قرار گرفته و ديگري برانگيختگي گرمايي.
الف : ساختار نواري اجسام رسانا :
اگر در ساختار نواري جسمي نوار بخشي پر وجود داشته باشد آن جسم رسانا است. الکترون هايي را که مي توانند در رسانش شرکت کنند، الکترون هاي رسانش و نوار بخشي پر را نوار رسانش مي نامند.

ب : ساختار نواري اجسام نارسانا :
گاف انرژي بين آخرين نوار پر و اولين نوار خالي در نارسانا بزرگ است به گونه اي که هيچ الکتروني نمي تواند برانگيخته شود، در ساختار جسم نارسانا نوار بخشي پر وجود ندارد.

پ : ساختار نواري اجسام نيم رسانا :
جسم نيمه رسانا نيز مانند نارساناها داراي نوارهاي پر و خالي است و نوار بخشي پر ندارد، با اين تفاوت که گاف انرژي بين بالاترين نوار پر و پايين ترين نوار خالي بسيار کوچک تر از اين گاف در نارساناهاست. در نيم رساناها بالاترين نوار پر را نوار ظرفيت و پايين ترين نوار خالي را نوار خالي را نوار رسانش مي نامند. کوچک بودن گاف انرژي بين نوار ظرفيت و نوار رسانش موجب مي شود که تعدادي از الکترون هاي نوار ظرفيت در دماي اتاق با برانگيختگي گرمايي انرژي لازم براي گذار را به دست آورند و نوار رسانش بروند. هر چه دما بلاتر رود تعداد بيشتري از الکترون ها مي توانند اين گذار را انجام دهند.

1- افزايش دما سبب کاهش مقاومت ويژه ي الکتريکي نيم رسانا مي شود.در جسم نيمه رسانا با افرايش دما، تعداد الکترون هاي نوار رسانش و تعداد ترازهاي خالي نوار ظرفيت بيشتر مي شود و سهم هر دو نوار در رسانش الکتريکي بيشتر مي شود و مقاومت ويژه الکتريکي بيشتر کاهش مي يابد.
2- برخي از نيم رساناها به گونه اي رفتار مي کنند که گويي حاملان بار الکتريکي در آنها تنها الکترون هاي با بار منفي نيستند بلکه ذره هايي با جرمي از مرتبه جرم الکترون ولي با بار مثبت نيز حالم بار هستند. اين ويژگي به اين صورت است که الکترون هايي که به نوار رسانش رفته اند در رسانش الکتريکي شرکت مي کنند. از طرفي پس از آنکه تعدادي از الکترون ها به نوار رسانش مي روند چند تراز خالي در نوار ظرفيت پيدا مي شود.
اين جاي خالي الکترون در نوار ظرفيت را حفره مي نامند. حفره مي تواند در رسانش شرکت کند. رسانش مربوط به نوار ظرفيت را مي توان بر حسب حفره توضيح داد. در اين صورت مي گوييم حفره تراز خود را تغيير داده است. هنگامي که يک نيم رسانا در ميدان الکتريکي قرار مي گيرد الکترون هاي نوار رسانش در خلاف جهت ميدان و حفره هاي نوار ظرفيت در جهت ميدان حرکت مي کنند.
براي نيم رسانايي که ناخالصي نداشته باشد تعداد الکترون هاي موجود در نوار رسانش و تعداد حفره هاي موجود در نوار ظرفيت با هم برابرند. چنين نيم رسانايي را نيم رسانايي ذاتي مي گويند.
افزودن مقدار کمي ناخالصي به نيم رسانا را آلايش نيم رسانا مي نامند. اين عمل مقاومت الکتريکي نيم رسانا را به مقدار قابل توجهي کاهش مي دهد. در مواردي که رسانش بيشتر نيم رسانا به دليل وجود ناخالصي باشد، نيم رسانا را غيرذغاتي مي گويند.
آلايش نيم رساناها به دو روش زير انجام مي شود:
1- با افزودن اتم ناخالصي که يک الکترون ظرفيت بيشتر از اتم هاي نيم رسانايي ذاتي داشته باشد، نيم رسانايي نوع n تشکيل مي شود. الکترون اضافي روي ترازي به نام تراز دهنده قرار مي گيرد که در فاصله ي کمي زير نوار رسانش قرار دارد. الکترون هاي اضافي مي توانند حاملان بار باشند. پس حاملان بار در نيم رسانايي n از نوع منفي (negative) هستند.

2- با افزودن اتم ناخالصي که يک الکترون ظرفيت کمتر از اتم هاي نيم رسانايي ذاتي داشته باشد، نيم رسانايي نوع p تشکيل مي شود، در نيم رسانايي نوع p حاملان بار بيشتر حفره ها هستند. حفره هاي اضافي به علت کم بودن يک الکترون روي تراز قرار مي گيرد به نام تراز پذيرنده که در فاصله ي بسيار کمي در بالاي نوار ظرفيت قرار دارد. در نيم رسانايي نوع p حاملان بار از نوع مثبت (positive) هستند.

اگر يک نيم رسانايي نوع n را به يک نيم رسانايي نوع p متصل کنيم، قطعه حاصل را يک پيوند p-n و مرز مشترک آن دو را پيوند گاه p-n مي نامند. پيوند p-n ويژگي جالب توجهي دارد و آن اين است که هر گاه در مداري قرار گيرد ، جريان الکتريکي را تنها از يک سو عبور مي دهد به همين دليل به آن يکسو کننده يا ديود مي گويند و در مدارهاي الکتريکي ديود را با نماد ..... نشان مي دهند. پيکان جهت جريان را نشان مي دهد.
ساز و کار يکسوکنندگي پيوند P-n
الکترون هايي که در طرف n در نزديکي پيوندگاه قرار دارند به طرف p پخش مي شوند يون هاي مثبت را بر جاي مي گذارند به همين ترتيب در طرف p هم حفره ها به طرف n مي روند و ناحيه اي از بارهاي منفي ثابت را بر جاي مي گذارند. وقتي الکترون ها و حفره ها به هم مي رسند يکديگر را خنثي مي کنند و از تعداد حاملان بار آزاد در اين ناحيه کم مي شود. به همين دليل اين ناحيه از پيوندگاه را ناحيه ي تهي مي نامند. ناحيه ي تهي عرض معيني دارد و از رفتن الکترون ها از ناحيه ي n و حفره ها از ناحيه p جلوگيري مي کند و نمي گذارد که عرض ناحيه ي تهي بيشتر شود. جهت ميدان الکتريکي ناحيه ي تهي از n به p است.
ديود چگونه از عبور جريان الکتريکي در يک جهت جلوگيري مي کند؟
ميدان الکتريکي موجود در ناحيه ي تهي باعث مي شود که يک طرف اين ناحيه نسبت به طرف ديگر پتانسيل الکتريکي بيشتري داشته باشد.

اگر اختلاف پتانسيل دو سر ناحيه ي تهي را با
نشان دهيم، الکتروني که بخواهد از ناحيه n به ناحيه p برود يا حفره اي که بخواهد از ناحيه ي p به n برود انرژي به انرژي اضافي را مي توان توسط يک منبع ولتاژ خارجي تأمين کرد.
براي اين کار بايد ولتاژ خارجي به گونه اي به دو طرف پيوندگاه متصل شود که پايانه ي مثبت به p و پايانه ي منفي به n متصل شود. به اين ترتيب
براي غلبه بر نيروي ميدان الکتريکي احتياج دارد. اين انرژي اضافي را مي توان توسط يک منبع ولتاژ خارجي تأمين کرد.
براي اين کار بايد ولتاژ خارجي به گونه اي به دو طرف پيوندگاه متصل شود که پايانه ي مثبت به p و پايان هاي منفي به n متصل شود. به اين ترتيب
کاهش مي يابد و الکترون ها مي توانند از n به p و حفره ها از p به n حرکت کنند و جريان الکتريکي را بوجود آورند. در چنين شرايطي مي گوييم ديوداراي پيش ولت موافق است.
اگر ولتاژ خارجي در جهت عکس اعمال شود
افزايش مي يابد و در نتيجه الکترون ها و حفره ها نمي توانند حرکت کنند و جريان بسيار کمي از پيوندگاه عبور مي کند. دراين صورت مي گوييم جريان داراي پيش ولت مخالف است. بنابراين مي بينيد که ديود جريان را در يک جهت از خود عبور مي دهد و در جهت ديگر عبور نمي دهد.ديود از قانون اهم پيروي نمي کند بنابر اين به آن غيراهمي مي گويند.
مي دانيد که افزايش دما سبب افزايش مقاومت ويژه ي رساناها مي شود. چون هر چه دما بالاتر رود دامنه ي ارتعاش اتم ها و يون ها بالاتر مي رود و در نتيجه الکترون هاي رسانش مشکل تر مي توانند از بين آنها عبور کنند.
اگر ارتعاش هاي اتمي تنها سازوکار مقاومت در مقابل حرکت الکترون ها باشد انتظار داريم که با کاهش دما و رسيدن به صفر مطلق، مقاومت ويژه ي رسانا هم به تدريج به سمت صفر ميل کند. در حالي که آزمايش ها نشان مي دهند که در عمل چنين نيست. يا مقاومت ويژه الکتريکي در دمايي که بالاتر از صفر مطلق است به طور ناگهاني صفر مي شود و يا اين که اصلاًً صفر نمي شود. به شکل زير که تغييرات مقاومت ويژه ي نقره و قلع را با دما نشان مي دهد، دقت کنيد.

علاوه بر ارتعاش هاي اتمي سازوکار ديگري نيز براي ايجاد مقاومت الکتريکي وجود دارد. اين ساز و کار ناشي از بي نظمي هايي است که در ترتيب قرار گرفتن اتم ها ممکن است وجود داشته باشد. اين گونه بي نظمي ها را ناکاملي مي نامند. ناکاملي ها، وحتي وقتي که ارتعاش هاي اتمي هم متوقف مي شود، باعث مقاومت در برابر حرکت الکترون ها مي شوند. مقدار مقاومت ويژه ي الکتريکي يک رساناي فلزي در صفر مطلق را مقاومت ويژه ي باقيمانده مي نامند.
اگر نمونه اي از جنس قلع را سرد کنيم، مقاومت ويژه ي الکتريکي آن به تدريج کاهش مي يابد. در دماي K4 يک افت سريع پيدا مي کند و ناگهان صفر مي شود. در اين صورت مي گوييم قلع ابررسانا شده است. دمايي را که در آن افت سريع مقاومت ويژه روي مي دهد، دماي بحراني مي نامند و با
نشان مي دهند.
را دماي گذار به حالت ابر رسانايي مي گويند. هر عنصر دماي گذار ويژه ي خود را داراست. بعضي از فلزات مانند نقره گذار به ابررسانايي را از خود نشان نمي دهند.
ابعاد هسته ي اتم حدود
متر و ابعاد اتم
متر مي باشد. اجراي هسته اتم را نوکلئون مي نامند، يعني همان پروتون ها و نوترون ها که در کنار هم در هسته قرار گرفته اند. تعداد پروتون ها را Z (عدد اتمي) ، تعداد نوترون ها را با N (عدد نوتروني) و عدد جرمي را با A نشان مي دهند. (A=Z+N) چون اتم يک ذره خنثي است تعداد الکترون ها و پروتون هاي آن برابر است. نماد شيميايي يک اتم (X) را به صورت زير نشان مي دهند.
![]()
هسته هاي يک عنصر شيميايي را که تعداد نوترون هاي متفاوت و در نتيجه عدد جرمي متفاوت دارند، ايزوتوپ هاي آن عنصر مي نامند. مثلاً
با هم ايزوتوپ هستند.
(هيدروژن معمولي) و
(دوتريوم) و
تريتيوم نيز ايزوتوپ هاي مختلف هيدروژن هستند.
نيروی هسته ای
نيرويي است بسيار قوي تر از نيروي الکتريکي و نيروي گرانشي که باعث غلبه برنيروي دافعه ي ميان پروتون هاي هسته مي شود و سبب پايداري نوکلئون ها در هسته مي شود. نيروي هسته اي کوتاه برد و قوي است و از نوع نيروهاي جاذبه مي باشد.
هر چه تعداد نوکلئون ها ي يک هسته بيشتر باشد، هسته بزرگ تر و فاصله ي بين نوکلئون زيادتر مي شود. در نتيجه تعادل بين نيروها از بين مي رود و هسته ناپايدار مي گردد. اين گونه ايزوتوپ ها را ايزوتوپ هاي ناپدار مي خوانند. تمام عنصرهايي که عدد اتمي آن ها بزرگ تر از Z=83 است ناپايدار هستند. مانند راديوم ، توريوم و اورانيوم.
انرژي بستگی هسته
اندازه گيري دقيق جرم هسته نشان داده است که جرم هسته از مجموع جرم نوکلئون هاي تشکيل دهنده ي آن کم تر است. علت آن اين است که هنگامي که نوکلئون ها در هسته گرد هم آمده اند، مقداري انرژي از دست داده اند (اين تفاوت جرم به اين انرژي تبديل شده است) . مقدار اين انرژي از رابطه ي زير بدست مي آيد و آن را انرژي بستگي هسته مي نامند و با B نشان مي دهند.
![]()
در اين رابطه
اختلاف جرم و c سرعت نور مي باشد. انرژي بستگي را برحسب مگا الکترون ولت بيان مي کنند.
انرژي نوکلئون هاي هسته نيز مانند انرژي الکترون ها در اتم، کوانتيده است. ولي فاصله ي بين ترازهاي انرژي نوکلئون ها در هسته بسيار زياد و حدود ده کيلو الکترون ولت ( Kev10) مي باشد.
هسته ي اتم مي تواند در اثر برخورد نوترون و يا پروتون پرانرژي به آن برانگيخته شود و با گسيل فوتون به حالت پايه برگردد. اين فوتون ها بسيار پرانرژي و از نوع پرتو
مي باشند. اگر به نوکلئون هسته انرژي اي بيش از انرژي بستگي داده شود، مي تواند از هسته جدا شود.
هسته هاي ناپايدار با گذشت زمان واپاشيده و به هسته هاي سبک تر تبديل مي شوند. اين واپاشي همواره با گسيل پرتوهايي همراه است. اين خاصيت هسته را پرتو زايي مي نامند. پرتوزايي به يکي از سه روش زير صورت مي گيرد.
1- واپاشي همراه با گسيل ذره ي آلفا (
): ذره ي
هسته ي هليوم (
) است. به اين ترتيب 2 واحد از عدد اتمي و 4 واحد از عدد جرمي ماده ي پرتوزا کاسته مي شود.
![]()
2- واپاشي همراه با گسيل ذره ي بتا (
) : ذره
از جنس الکترون است. در اين نوع گسيل يک نوترون که مجموعه اي از الکترون و پروتون است به پرتون تبديل مي شود و براي حفظ پايستگي بار يک الکترون گسيل مي کند.
![]()
3- رفتن هسته از حالت برانگيخته به حالت پايه همراه با گسيل ذره ي گاما (
: پرتوي گاما از نوع امواج الکترومغناطيسي با طول موج کوتاه و انرژي زياد است. گسيل پرتو گاما نه عدد جرمي را تغيير مي دهد و نه عدد اتمي بلکه هسته تنها مقداري از انرژي خود را از دست مي دهد.
![]()
نيم عمر ماده ي پرتوزا مدت زماني است که طي آن نيمي از هسته هاي پرتوزاي موجود در آن واپاشيده شوند. نيم عمر عناصر مختلف با هم تفاوت زيادي دارد.
شکافت هسته ای
فرآيند پرتوزايي نوعي واکنش هسته اي است، اما نوع ديگري واکنش هسته اي وجود دارد که آن شکافت هسته اي مي باشد. شکافت هسته اي ، يک واکنش هسته اي است که طي آن يک هسته ي سنگين به دو هسته با جرم کمتر شکافته مي شود. به عنوان مثال مي توان شکافت هسته ي اورانيوم 235 را نام برد.

هسته ي اورانيوم 235 با برخورد يک نوترون به آن به اورانيوم 236 تبديل مي شود. اورانيوم 236 ناپايدار است و تمايل زيادي به واپاشي دارد.
![]()
اورانيوم 235 تنها ايزوتوپي از اورانيوم است که هم به مقدار قابل توجهي در طبيعت وجود دارد و هم به آساني شکافته مي شود. بالابردن درجه خلوص اورانيوم 235 در مخلطو ايزوتوپ هاي اورانيوم را غني سازي اورانيوم مي نامند.
سؤالات حل شده
1- حاصل واپاشي در واکنش زير چيست؟

همان ذره ي آلفا (
) مي باشد.
2- جرم فراوان ترين ايزوتوپ هليم
برابر
مي باشد.
الف) اختلاف جرم نوکلئون هاي هسته با جرم هسته چقدر است؟
ب) انرژي بستگي هسته را به دست آوريد؟
پاسخ الف

3- يک عنصر راديو اکتيو واپاشيده مي شود. پس از مدت 150 دقيقه
جرم اوليه ي آن باقي مي ماند. نيم عمر اين عنصر راديو اکتيو را بدست آوريد.
پاسخ :
|
تعداد نيم عمر |
0 |
1 |
2 |
3 |
4 |
5 |
|
مقدار باقي مانده |
| |||||
پس کلاً 5 نيم عمر طي شده است
![]()
سوالات کنکور ساختار هسته
۱-اگر نيم عمر ماده راديو اکتيوی برابر يک ساعت باشد ، بعد از ۲ ساعت ....
(۷۹ ت )
√ ۱)۴/۱ آن تجزيه نشده باقی می ماند .
۲)۴/۳ آن تجزيه نشده باقی می ماند .
۳)۸/۱ آن تجزيه می شود .
۴)فقط نصف آن تجزيه می شود .
۲-انرژی معادل جرم پروتون ، تقريبا چند ژول است ؟ (۸۰ ت )
(جرم پروتون برابر1.67×27-10کيلوگرم و c=۳×۱۰۸ متر بر ثانيه )
√ 1) 1,5×10-10
2)1,5×19-10
3)5×19-10
4)5×10-10
3-هسته اتمی يک ذره بتا گسيل می کند . عدد اتمی و عدد جرمی به ترتيب چگونه تغيير می کند ؟ (۸۰ ر )
۱)ثابت . ثابت √ ۲)يک واحد کاهش . يک واحد کاهش
۳)يک واحد افزايش . ثابت ۴)يک واحد کاهش . ثابت
۴-از ۱۲ گرم يک ماده راديواکتيو پس از ۱۸ روز ۱,5 گرم تجزيه نشده باقی مانده است . نيمه عمر اين ماده چند روز است ؟( ۸۱ ر )
۱)۳ √ ۲)۴ ۳)۶ ۴)۹
۵-عدد اتمی هسته ای که فقط گاما تابش می کند چند واحد کاهش می يابد؟ ( ۸۲ ر )
√ ۱)صفر ۲)۱ ۳)۲ ۴)۴
۶- نيمه عمر يک ماده راديواکتيو ۵ شبانه روز است . اگر پس از ۲۰ شبانه روز مقدار ۷۵ گرم آن متلاشی شود . پس از چند شبانه روز ۲,5 گرم از آن باقی می ماند ؟ ( ۸۳ ت )
۱)۱۵ ۲)۲۰ √ ۳)۲۵ ۴)۳۰-
۷-يک عنصر راديو اکتيو چه ذراتی را بايد تابش کندتا بدون تغيير عدد اتمی ،عدد جرمی آن ۴ واحد کم شود ؟ (۸۳ ر )
۱)۳ آلفا و ۲ بتا ۲)۲ آلفا و ۲ بتا
۳)۲ آلفا و يک بتا √ ۴)يک آلفا و ۲ بتا
۸-چند در صد از هسنه های يک عنصر راديو اکتيو بعد از مدتی معادل ۳ برابر نيم عمر ، تجزيه نشده باقی می ماند ؟( ۸۳ ر )
۱)۱,25 2)3 3)8 √ 4)12,5
۹-کدام عبارت درست است ؟ ( ۸۴ ت )
۱)با گذشت زمان نيم عمر يک عنصر راديواکتيو کاهش می يابد.
√ ۲)در اثر پرتو زايی ممکن است عدد اتمی هسته کاهش يابد .
۳)هر چه انرژی بستگی هسته بيشتر باشد آن هسته ناپايدارتر است .
۴)اگر از هسته ای آلفا گسيل شود عدد جرمی آن يک واحد کاهش می يابد.
۱۰- با واپاشی اورانيوم ۲۳۸ ( u92 ) يک ذره آلفا گسيل می شود .
عنصر ايجاد شده از اين واپاشی چند نوترون و چند پروتون خواهد داشت ؟ ( ۸۵ ت )
√ ۱)۱۴۴ و ۹۰ ۲)۱۴۶ و ۹۰
۳) ۹۱ و ۱۴۴ ۴) ۹۱ و ۱۴۶
۱۱- در واپاشی β ...
( ۸۵ ر )
۱)عدد اتمی ثابت می ماند .
۲)جرم اتمی يک واحد زياد می شود .
√۳)مجموع نوکلئون ها ثابت می ماند .
۴)در هسته يک پروتون کم و يک نوترون اضافه می شود .
۱۲-کدام اشعه برای ضد عفونی کردن تجهيزات بيمارستانی مناسب است ؟ ( ۸۵ ت )
۱)آلفا ۲)بتا ۳)ايکس √۴)گاما
منبع:http://asghari-edu.blogfa.com
به نام خدا